مجله اینترنتی

مجله اینترنتی تفریحی سرگرمی آموزشی

مجله اینترنتی

مجله اینترنتی تفریحی سرگرمی آموزشی

مجله اینترنتی تفریح سرگرمی آموزشی دانستنی

آخرین نظرات

۲ مطلب با موضوع «موفقیت» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

کنکور شناخت زوجین


این پرسشنامه که شما می توانید آن را کنکور زندگی مشترک بدانید، برای پر کردن جای خالی شناخت متقابل زوجین از یکدیگر طراحی شده و در اختیار شما قرار گرفته است.


این 28 سوال را با دقت پاسخ دهید و از همسرتان هم بخواهید که به آن پاسخ دهد. البته ممکن است در نگاه اول سوالات پرسشنامه را بدیهی و پاسخ دادن به آن را کاری بیهوده تصور کنید اما به شما اکیدا توصیه می کنیم پرسشنامه را به دقت مطالعه کنید و به پرسش های صادقانه پاسخ بدهید، اگر شما و همسرتان صادقانه به این سوالات پاسخ دهید، به شما قول می دهیم که تاثیرات مثبت و دراز مدت این کار بر کیفیت زندگی مشترک تان را در کمتر از یک هفته مشاهده کنید.


پس در ادامه با ما همراه باشید و سعی کنید این پرسشنامه را حتما در اختیار همسر خود نیز قرار دهید و پاسخ های او را نیز دریافت کنید. البته اگر کم رو هستید و نمی توانید پاسخ این سوالات را به صورت شفاهی با همسرتان در میان بگذارید، می توانید پاسخ های کتبی خود را به همسرتان بدهید و پاسخ های او را نیز به صورت کتبی دریافت کنید.



1- وقتی به خانه بازمی گردی، سه کاری که انتظار داری برایت انجام دهم یا سه جمله ای که دوست داری بگویم، چیست؟


2- وقتی با هم تنها هستیم، گفتن چه حرفی تو را به شدت ناراحت می کند؟


3- وقتی در یک جمع خانوادگی یا دوستانه حضور داریم، گفتن چه حرفی تو را به شدت ناراحت می کند؟


4- چه چیزی در صحبت کردن من وجود دارد که تو آن را تحمل می کنی؟


5- چه موردی در صدا یا سبک ارتباط برقرار کردن من وجود دارد که باعث می شود تو مایل باشی زمان بیشتری را با من بگذرانی؟


6- چه چیزی در صدا یا سبک ارتباط برقرار کردن من وجود دارد که باعث می شود تو مایل باشی زمان کمتری را با من بگذرانی؟


7- درباره بحث کردن یا مشاجره کردن مان احساس تو چیست؟


8- چه حرفی را حتی در زمان عصبانیت، هرگز نباید به تو بگویم؟


9- زمانی که واقعا نیاز دارم توجه و تمرکزت را به یک موضوع جلب کنم باید چه کار کنم یا چه بگویم؟


10- چه چیزی برای تو علامت خطر است که موجب می شود تصور کنی کیفیت ارتباط ما بد شده است؟


11- انجام کدام سرگرمی یا وقت گذرانی می تواند ما را به هم نزدیک تر کند؟


12- فکر می کنی در ۵سال آینده کیفیت روابط ما در چه وضعی خواهد بود؟


13- فکر می کنی بزرگ ترین درسی که از من می آموزی چیست؟


14- بزرگ ترین درسی که می توانم از تو یاد بگیرم چیست؟


15- زمانی که احساس می کنی از جانب من آزرده شده ای چه کار می کنی و چه می گویی؟


16- زمانی که واقعا تو را آزرده کرده باشم، گفتن چه حرفی یا انجام چه کاری باعث می شود مرا ببخشی؟


17- از نظر تو چه چیزی واقعا زندگی ما را ویران می کند؟


 18- کدام یک از ضعف های من را پذیرفتی و دیگر موجب اذیت تو نمی شود و فکرت را مشغول نمی کند؟


19- سه نگرانی که درباره وضعیت روانی، احساسات یا رفتارهای من داری کدام است؟


20- کدام یک از عادت های من تو را آشفته می کند و می رنجاند؟


21- در صورتی که بخواهی من را فریب دهی چه می گویی و چطور رفتار می کنی؟ 


22- در صورتی که تو را آزرده باشم چطور تنبیهم می کنی؟


23- در صورتی که قادر نباشم یکی از دوستان یا نزدیکان تو را تحمل کنم، عکس العمل تو چه خواهد بود؟


24- باید چه کار کنم که احساس کنی واقعا دوستت دارم؟


25- موقع غذا خوردن دوست داری در چه فاصله ای و با چه زاویه ای نسبت به هم بنشینیم؟


26- به نظر تو ابراز عواطف و علاقه من نسبت به تو، در جمع باید چگونه باشد؟


27- در صورتی که موقتا نخواهی توسط من نوازش شوی، این مطلب را چطور به من می گویی؟


۲۸- خاص ترین ویژگی اخلاقی تو چیست که من باید بدانم؟ حالا وقت تعامل است


✅✅✅

حالا که هم شما و هم همسرتان به سوالات پرسشنامه «ارتباط موفق» پاسخ داده اید وقت آن رسیده است که پاسخ بسیاری از سوالات خود درباره ویژگی های اخلاقی، علایق و خواسته های همسرتان را در پاسخ او به این پرسشنامه جست و جو کنید.


⏳⏳⏳

حالا وقت تعامل است؛ زمان آن رسیده است که اختلاف نظرها در موارد ارتباطی و زندگی مشترک تان را با یکدیگر در میان بگذارید و به رفع سوء تفاهم ها و اختلاف ها بپردازید. در این مرحله بهترین مشاور برای بهبود زندگی مشترک، خودتان هستید اما اگر بعد از بررسی پاسخ ها به این نتیجه رسیدید که سطح اختلاف نظرتان زیاد است بهتر است با مشاوران خانواده این موضوع را در میان بگذارید و زندگی تان را زیبا تر کنید.

  • ۰
  • ۰

راز موفقیت مؤسسات و افراد موفق در چیست؟

✅ احتمالاً هدف ما در زندگی این است که تفاوتی به وجود آوریم. هر کدام از ما توانایی ها و انرژی هایی دارد تا صرف کار ثمربخشی نماید. عزت نفس  مبنای توانایی ها برای تحقق هدف هاست. مبنای عزت نفس هم بر آن است که خودمان را همان طور که هستیم بپذیریم. برای اینکه در نزد دیگران احساس ارزش کنیم راهش این است که خودمان احساس ارزش کنیم.


 موفقیت از آنِ کسانی است که پروا ندارند. آدم های موفق کاری می کنند که نتیجه دلخواه به دست آید. آنتن هایشان را به طرف ایده های جدید تنظیم می کنند. به مردم گوش می دهند، به شهودشان توجه می کنند. تکلیفشان را انجام می دهند و به دنبالش می روند.

آدم های موفق به حدس خود ( تصویر روشن خیره کننده ) توجه می کنند. به شهودشان توجه و به احساساتشان اعتماد می کنند؛ دیگران هر چه می خواهند بگویند. آنها خلاقیت را قبول دارند. به جای اینکه یک بحران یا حادثه ای را نامربوط تلقی کنند، به دنبال این می گردند که شاید فرصتی در پی داشته باشد. آنها توی تله ی عدالت نمی افتند؛ یعنی انتظار ندارند زندگی عادل باشد. کور ها را از سر راه حوادثی که باید روی دهند، کنار می زنند. وقتی کسی به آنها یک لیمو می دهد، با آن لیموناد درست می کنند.

 سازمان ها هم مثل آدم ها، دلیلی برای بودن می خواهند. پیتر دراکو به نحو متقاعد کننده ای ابراز می دارد " سوال اساسی که هر شرکتی باید به طور مرتب از خود بپرسد این است که " کار ما چیست؟". هر رهبر یا مدیری بالاخره باید به این سوال فکر کند.


البته هدف نهایی هر کسی آن است که زنده بماند و رشد کند. اگر از هر مدیر مؤسسه ای بپرسید: منظور از کسب چیست؟ خواهد گفت " پول سازی، ایجاد اشتغال و کارهایی از این دست."

 ولی اگر ما قصد داریم سطح بهره وری را بالا ببریم، نیاز به دلیل دیگری برای بودن داریم. باید به نحو خاصی به مردم و جامعه خدمت کنیم و در زندگی تمامی کسانی که از آن تأثیر می پذیرند، تحولی ایجاد نماییم.


 در عظمت هر چیز، حسی از هدف هست که این حس در مؤسسات بسیار موفق سبب عرضه ی کالاها و خدمات با کیفیت خوب و روحیه بالا می شود. معمولاً کسانی که ایده هدف را جدی می گیرند، جزء رهبران و مدیران شرکت های موفق هستند.


 خیلی از مؤسسات کم کم به ارتباط بین ارزش ها، رفتار و بهره وری پی می برند و سعی دارند روحیه کار را به هم ربط دهند. رهبران آنها نیز کم کم به گفته های استادز ترکل پی می برند که " خیلی از آدم ها کارشان بسیار کوچک تر از روحشان است." 


 خیلی از مؤسساتی که یک زمانی موفق بوده اند، هم اکنون افول کرده اند، چون همیشه در فکر بازار، رقبا، قیمت و ... بوده اند و هدفشان را که علت وجودی آنها بوده است، نادیده گرفته اند. آنها فراموش کرده اند بپرسند " کار ما چیست؟" و " زندگی مشتری ها و کارمندان ما چگونه به کمک کالاها و خدمات ما متحول می شود؟"

هر شرکتی که کالاها و خدماتی ارائه کند، ولی خواسته هدف داری را تعقیب نکند، خیلی احتمال دارد شکست بخورد.

تعهد و رضایت فردی نه تنها متأثر از پاداش های مادی است، بلکه بستگی به این دارد که تا چه حد بتوان تصورِ ایجاد تفاوت را دنبال کرد. کار هدف دار به زبان ساده یعنی کار ممتاز؛ یعنی روشن و صادقانه تصمیم بگیریم که چه کاری می خواهیم بکنیم و این را اعلام کنیم و بعد تمام قوایمان را روی آن متمرکز کنیم، باید همان سؤال هایی را بپرسیم که افراد مؤثر و هدف دار می پرسند:

 ما که هستیم؟

 اینجا چه می کنیم؟

 توانایی های مورد اشتیاق ما کدام است؟

 چه تلاشی باید بکنیم که منحصر به فرد و متفاوت باشد؟

 کدام تکنولوژی یا دانش به خصوص را داریم؟

 به چه چیزی ارزش می دهیم؟

 برای ارضای کدام نیازها حرکت می کنیم؟


 آن دسته رهبران، مدیران و کارکنان مؤسسات که به طور مرتب این سؤال ها را می پرسند، پی می برند که محصولات، خدمات و روش های کارشان اغلب اوقات متحول گردیده و آن دسته از روش های اساسی انسانی که افراد آرزویش را دارند، در کار برآورده شده است