مجله اینترنتی

مجله اینترنتی تفریحی سرگرمی فیلم اهنگ

مجله اینترنتی

مجله اینترنتی تفریحی سرگرمی فیلم اهنگ

مجله اینترنتی تفریح سرگرمی فیلم اهنگ

  • ۰
  • ۰

راز موفقیت مؤسسات و افراد موفق در چیست؟

✅ احتمالاً هدف ما در زندگی این است که تفاوتی به وجود آوریم. هر کدام از ما توانایی ها و انرژی هایی دارد تا صرف کار ثمربخشی نماید. عزت نفس  مبنای توانایی ها برای تحقق هدف هاست. مبنای عزت نفس هم بر آن است که خودمان را همان طور که هستیم بپذیریم. برای اینکه در نزد دیگران احساس ارزش کنیم راهش این است که خودمان احساس ارزش کنیم.


 موفقیت از آنِ کسانی است که پروا ندارند. آدم های موفق کاری می کنند که نتیجه دلخواه به دست آید. آنتن هایشان را به طرف ایده های جدید تنظیم می کنند. به مردم گوش می دهند، به شهودشان توجه می کنند. تکلیفشان را انجام می دهند و به دنبالش می روند.

آدم های موفق به حدس خود ( تصویر روشن خیره کننده ) توجه می کنند. به شهودشان توجه و به احساساتشان اعتماد می کنند؛ دیگران هر چه می خواهند بگویند. آنها خلاقیت را قبول دارند. به جای اینکه یک بحران یا حادثه ای را نامربوط تلقی کنند، به دنبال این می گردند که شاید فرصتی در پی داشته باشد. آنها توی تله ی عدالت نمی افتند؛ یعنی انتظار ندارند زندگی عادل باشد. کور ها را از سر راه حوادثی که باید روی دهند، کنار می زنند. وقتی کسی به آنها یک لیمو می دهد، با آن لیموناد درست می کنند.

 سازمان ها هم مثل آدم ها، دلیلی برای بودن می خواهند. پیتر دراکو به نحو متقاعد کننده ای ابراز می دارد " سوال اساسی که هر شرکتی باید به طور مرتب از خود بپرسد این است که " کار ما چیست؟". هر رهبر یا مدیری بالاخره باید به این سوال فکر کند.


البته هدف نهایی هر کسی آن است که زنده بماند و رشد کند. اگر از هر مدیر مؤسسه ای بپرسید: منظور از کسب چیست؟ خواهد گفت " پول سازی، ایجاد اشتغال و کارهایی از این دست."

 ولی اگر ما قصد داریم سطح بهره وری را بالا ببریم، نیاز به دلیل دیگری برای بودن داریم. باید به نحو خاصی به مردم و جامعه خدمت کنیم و در زندگی تمامی کسانی که از آن تأثیر می پذیرند، تحولی ایجاد نماییم.


 در عظمت هر چیز، حسی از هدف هست که این حس در مؤسسات بسیار موفق سبب عرضه ی کالاها و خدمات با کیفیت خوب و روحیه بالا می شود. معمولاً کسانی که ایده هدف را جدی می گیرند، جزء رهبران و مدیران شرکت های موفق هستند.


 خیلی از مؤسسات کم کم به ارتباط بین ارزش ها، رفتار و بهره وری پی می برند و سعی دارند روحیه کار را به هم ربط دهند. رهبران آنها نیز کم کم به گفته های استادز ترکل پی می برند که " خیلی از آدم ها کارشان بسیار کوچک تر از روحشان است." 


 خیلی از مؤسساتی که یک زمانی موفق بوده اند، هم اکنون افول کرده اند، چون همیشه در فکر بازار، رقبا، قیمت و ... بوده اند و هدفشان را که علت وجودی آنها بوده است، نادیده گرفته اند. آنها فراموش کرده اند بپرسند " کار ما چیست؟" و " زندگی مشتری ها و کارمندان ما چگونه به کمک کالاها و خدمات ما متحول می شود؟"

هر شرکتی که کالاها و خدماتی ارائه کند، ولی خواسته هدف داری را تعقیب نکند، خیلی احتمال دارد شکست بخورد.

تعهد و رضایت فردی نه تنها متأثر از پاداش های مادی است، بلکه بستگی به این دارد که تا چه حد بتوان تصورِ ایجاد تفاوت را دنبال کرد. کار هدف دار به زبان ساده یعنی کار ممتاز؛ یعنی روشن و صادقانه تصمیم بگیریم که چه کاری می خواهیم بکنیم و این را اعلام کنیم و بعد تمام قوایمان را روی آن متمرکز کنیم، باید همان سؤال هایی را بپرسیم که افراد مؤثر و هدف دار می پرسند:

 ما که هستیم؟

 اینجا چه می کنیم؟

 توانایی های مورد اشتیاق ما کدام است؟

 چه تلاشی باید بکنیم که منحصر به فرد و متفاوت باشد؟

 کدام تکنولوژی یا دانش به خصوص را داریم؟

 به چه چیزی ارزش می دهیم؟

 برای ارضای کدام نیازها حرکت می کنیم؟


 آن دسته رهبران، مدیران و کارکنان مؤسسات که به طور مرتب این سؤال ها را می پرسند، پی می برند که محصولات، خدمات و روش های کارشان اغلب اوقات متحول گردیده و آن دسته از روش های اساسی انسانی که افراد آرزویش را دارند، در کار برآورده شده است

  • ۹۴/۱۱/۱۰
  • علی احمدی

راز موفقیت

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی